على محمدى

342

شرح اصول استنباط ( فارسى )

مطلوب ولى بالفعل مبغوض گرديده و نيز ربّ عمل كه در واقع مباح ولى بالفعل حرام يا واجب گرديده پس صرف واقع ملاك نيست فعليت هم بايد مدنظر باشد و عمل متجرى به بالفعل لباس جديد پوشيده . . . قوله : فمثلا : اگر مكلّف قاطع شد به اينكه فلان ميت تجهيز شده در حالى كه قطع او جهل مركب بوده و در واقع تجهيزى ( غسل و دفن و كفن ) صورت نگرفته بود ولى وى از هر راهى كه هست فعلا قطع به تجهيز دارد و لذا اقدام نمىكند البته در اثر قطع وجوب تجهيز از عهدهء او ساقط مىشود و بر ترك آن مؤاخذه نمىشود و در اينجا قطع براى وى عذر درست مىكند متقابلا اگر ميتى در واقع تجهيز شده بود ولى مكلف قطع به عدم تجهيز پيدا كرده و در ظاهر وظيفه پيدا كرده كه اقدام كند واجب كفائى تجهيز ميت را از عهده بردارد ولى معذلك تجرى كرده و با قطع خويش مخالفت نمود البته به حكم عقل و وجدان مستحق عقاب خواهد بود بر اينكه چرا با قطع خويش مخالفت كرده . قوله : و لعلّ : در حديث قدسى آمده : هنگاميكه ذات حق تبارك و تعالى عقل را آفريد : او را به سخن درآورد « ثم قال له اقبل فاقبل ثم قال له ادبر فادبرو . . . » سپس فرمود : « بك اثيب و بك اعاقب » ( البته در اصول كافى كتاب العقل و الجهل چندين روايت به اين مضمون هست ولى تعبيرشان اينست كه : اياك اثيب و اياك اعاقب ) حال اين تعبير هم مؤيد مطلب ما و مشير به آن است چون سخن از اينست كه بواسطه عقل و ادراك عقلى عقاب و ثواب مىآيد بدون اينكه سخن از مصادفت و عدم مصادفت با واقع باشد ( البته اين بناء عقلاء كه عمده دليل مشهور است قابل خدشه است به اينكه بگوئيم : فلو سلم فانما هو على مذمة الشخص من حيث ان هذا الفعل يكشف عن وجود صفة الشقاوة فيه لا على نفس فعله كمن انكشف لهم من